ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
137
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
بعد از چاپارخانهى كورهچاى « 1 » ، در سمت راست جاده ، مرداب بزرگى قرار داشت كه صدها اردك به دور آن گرد آمده بودند . اگر وقتمان اين قدر كم نبود ، مدتى آنجا توقف مىكرديم تا چندتايى از آنها را با تفنگ بزنيم . علفزار پر از درختان تمرهندى و انار بود . براى آذوقهى راه از اين انارهاى كوچك كه تماما سرخ و بسيار خوشمزه بودند ، به مقدار كافى چيديم . در موقع انارچينى اوئيلن ناگهان به دسته كبكهاى يك ساله برخورد . و خرگوشها هم چندتا چندتا از زير پاهاى ما بلند شدند و پا به فرار گذاشتند . پيش از رسيدن به چاپارخانهى قارقيلى « 2 » براى عبور از گدار رود كورهچاى باز به يك آبتنى اجبارى تن در داديم . به همين ترتيب در موقع گذشتن از عرض رودهاى ژرانچاى « 3 » و قرهسو « 4 » درست وسط اين رودخانهى دومى كم مانده بود كه پاى اسبها از ته رودخانه كنده شود و همهى ما با تلگا يك جا به دست جريان آب سپرده شويم . راه از كنار تپههاى پر سنگلاخى مىگذشت و در سمت راست ما تا چشم كار مىكرد دشت پهناور هموار ولى بىحاصل و خشك افتاده بود . كوههاى كر در فاصلههاى دور به صورت محو و مبهم ديده مىشدند . با كاروانى روبهرو شديم كه سيصد شتر داشت و همهى آنها نفت حمل مىكردند . شتربانان ، روى شترها ، بالاپوشى به دوش انداخته و به خواب رفته بودند و آهنگ قدمهاى ناموزون مركبها ، چون گهوارهيى آنها را تكان مىداد . ايستگاه مينگهچوير « 5 » در لبهى رود كر و در قسمتى كه پر از گياه و بوته است ، احداث شده . در گوشه و كنار اين ناحيه ، در ميان انبوهى از درختان انار ، چند تبريزى بلند و باريك و چند بيد كوچك روييده است . رود كر بسيار عريض و عميقتر از آن است كه بشود از طريق گدار از روى آن گذشت . به اين جهت در مسير راه يك لاوك بزرگ قايق مانند هميشه روى آب آماده است . در آن سوى رودخانه صدها شتر را ديديم كه روى زمين زانو زده و نشخوار مىكردند . ساربانان نيز در كنار آتش بزرگى دراز كشيده و همانطور خوابيده سيگار مىكشيدند .
--> ( 1 ) . Kuratchaii ( 2 ) . در اصل Kourgoulou : طبق توضيح فرهاد ميرزا در سفرنامهاش قارقى در زبان تركى آن نواحى به معنى نى است و قارقيلى يعنى نيزار . سفرنامهء فرهاد ميرزا ، ص 48 . م . ( 3 ) . Geran - Tchai : احتمالا ارجيانچاى . م . ( 4 ) . Kara - Sou : آب سياه . م . ( 5 ) . Mingitzaour : نام اين آبادى در سفرنامهى صنيع الدوله ( اعتماد السلطنه ) به صورت منكى چهور آمده است . م .